آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست / هرکجا هست خدایا ب سلامت دارش ...

25 اوت 1979 امام موسی صدر و همراهانشان ب دعوت رسمی "معمرقذافی" ب لیبی رفتند .
در ۳۱ اوت ( ۹ شهریور ) آخرین روزی بود که ما طعم داشتن امام موسی صدر را می چشیدیم .
بعدازظهر روز ۳۱ اوت و نهم شهریور ِ ۳۲ سال پیش ایشان برای آخرین بار در حال ترک هتلشان
دیده شده اند و پس از آن ما غوطه وریم در بی خبری و دل تنگی ...
امام موسی !
۳۲ سال از نداشتنت گذشت ... ۳۲ سال گذشت ؟
آقایان ، آواز برادری شان با دیکتاتورقذافی این روزها بلند شده و هیچ اعتراضی ب این آواز وارد
نیست انگار !
روی صندلی های مذاکره و برادری با لیبی که می نشینند ، تو دیگر جایی نداری آقا موسی !
ولی روی صندلی ای که روب ماست و چشم هامان که سوال و تاسف از توش می بارد ، پرونده
تو پیگری می شود !!
نمی دانم چرا این پرونده ی تو با این همه سال پیگیری (!) ب سرانجام نرسیده و معلوم نیست
چرا آقایان ب این نتیجه نرسیده اند که لیبی و شخص سرهنگ قذافی مسئول ربودن توست و ...
ما کَریم آقای صدر ! دیگر کَر شده گوش هامان از شنیدن بزرگداشت حقوق شهروندی از زبان این
آقایان !
نمی شنویم دیگر ... آخر چشم هامان ، دیدنی هایی می بیند که جا برای شنیدن این جملات
باقی نمی گذارد .
چشم هامان می بیند لبخند های روب دوربین و غرور همراه با عینک آفتابی ِ قذافی را که دست
در دست این آقایان ب ریش ما می خندند ...
تصور سی و دو سال در بند بودن ... تصور سی و دو سال منتظر بودن تا کسی یادش بیافتد که
توی ِ ایرانی ِ اندیشمند ِ بزرگوار ، ربوده شده ای آخر توی یک دعوت رسمی ب لیبی !
شرمنده آقا موسی ... روی مان سیاه !
برگرد ... بیا ... " اللهم فک کل اسیر " ...
یادداشت :
" رمضان ، تنها با این اوصاف رمضانی است که فضایی ایجاد می کند تا انسانی عزتمند و
سرافراز پرورش یابد که فاتح مکه باشد و پیروز جنگ بدر و سازنده ی تاریخ . "
امام موسی صدر
غریبی و اسیری چاره داره ؟ ( لطفا بخوانید )