سطر آخر !
نقطه ! بی سر خط !!
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 9:57  توسط
|
خورده شکسته هاش بریزد ... گم شود ...
بمیرد .
مشكلي نيست اگر مهم نباشد . . .
وقتي براي آني كه مي گويدرفیق همه راه هست ولي وقتي دلم شورش را مي زند وقتي نگرانش
مي شوم / وقتي حالم خوب نيست وقتي مريضم وقتي تنها هستم / برايش مهم نيست ... ديگر
انتظاري براي من ِ آدم باقي نمي ماند .
خانه ي جديد طول مي كشد براي آماده شدن .
من هم نيستم . این روزها نيستم هيچ كجا ...
قلبم غ ر ب ت پمپاژ می کند . . . كاري از دست من ساخته نيست دیگر .
خدانگه دار فعلا .